به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری حوزه، در روزهای اخیر گزارش های زیادی از نقض حقوق زندانیان فلسطینی و لبنانی در زندان های رژیم صهیونیستی گزارش شده است. باشگاه اسیر فلسطین اعلام کرد بر اساس بازدیدهای وکلای این نهاد و شهادتهای مستند، روند بدرفتاری و فشارهای سیستماتیک علیه اسرای فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی تشدید شده است. به گفته این نهاد، یورشهای مکرر و اقدامات تنبیهی همچنان ادامه دارد.
«وداد البرغوثی» نویسنده و استاد رسانه فلسطینی در دانشگاه بیرزیت، فلسطین و مادر اسیر قاسم برغوثی طی یادداشتی در المیادین به گزارشی از وضعیت اسرای فلسطینی و لبنانی در زندان های رژیم صهیونیستی پرداخته است.
متن ترجمه شده یادداشت به شرح ذیل است:
درست در لحظهای که نوشتن این مقاله را تمام کردم، خبر فوری رسید که بن گویر و همراهانش به زندان عوفر در نزدیکی رامالله حمله کردهاند. مردان مسلح او خود را جلوی سلولهای بسته زندان مستقر کرده و لولههای مسلسلهای خود را در درهای سلولها فرو کرده و آماده شلیک بودند.
خواننده عزیز، میتوانید تصور کنید که در ادامه چه اتفاقی میافتد، زیرا هر چیزی ممکن است. چه چیزی میتواند قلب یک مادر فلسطینی را که روزانه با گزارشهای خبری مبنی بر اعدام احتمالی پسر زندانیاش بمباران میشود، تسکین دهد؟ از زمانی که ایتامار بن گویر وزارت امنیت داخلی را در دولت نتانیاهو به دست گرفت، او روشهای شکنجه زندانیان فلسطینی را کامل کرده و یکی پس از دیگری راههایی را برای سرکوب، آزار و اذیت و گرسنگی دادن به آنها ابداع کرده است، تا جایی که حتی خانوادهها و آشنایان زندانیان به سختی میتوانند آنها را تشخیص دهند، آنها آنقدر لاغر و نحیف هستند که موها و ریش بلند و لباسهای پاره دارند..
ماشین دستگیری هرگز متوقف نمیشود. آخرین آمار نشان میدهد که تعداد زندانیان به ۹۸۰۰ نفر رسیده است. علاوه بر این، یورشها همچنان ادامه دارد و به طور متوسط ۴۰ تا ۵۰ نفر در هر شب فقط در شهرها، روستاها و اردوگاههای کرانه باختری و همچنین در ایستهای بازرسی بین آنها یا در ورودیهای آنها دستگیر میشوند. هیچ کس - پیر یا جوان، مرد، زن یا کودک - در امان نیست. طبق آخرین بهروزرسانی باشگاه زندانیان فلسطینی، تعداد بازداشت ها فقط در کرانه باختری از ۷ اکتبر به ۲۲۰۰۰ نفر رسیده است، تازه دستگیریهای داخل نوار غزه و سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ را هم نباید فراموش کرد.
از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اخبار مربوط به زندانیان از خانوادههایشان قطع شده است، به جز آنچه در اخبار اعلام میشود یا از یک زندانی آزاد شده از همان زندان، همان بخش و همان سلول. هیچ ملاقات خانوادگی، هیچ وکیلی و هیچ ملاقاتی از سوی سازمانهای بینالمللی یا حقوق بشری وجود ندارد.
اگر زندانی مشمول مجازات ممنوعیت ملاقات و حبس انفرادی شود، یا اگر از ملاقات خانوادهاش جلوگیری شود یا مجوز آنها منقضی شده باشد ، همانطور که در مورد من نویسنده این مقاله که مجوز او و خانوادهاش چهار ماه قبل از شروع جنگ منقضی شده است، صدق میکند و دوره محرومیت تاکنون به سی و دو ماه افزایش یافته است و اوضاع همچنان رو به وخامت است. هیچ کس، حتی صلیب سرخ، نمیداند که بن گویر چه زمانی ممکن است "لطف " کند که به زندانیان حق ملاقات خانوادگی بدهد. .
هزاران زندانی که منتظر آزادی از طریق تبادل اسرا بودند، همانند خانوادههایشان، به دلیل سرسختی اشغالگران و تکبر حامیان آن، سکوت جهان، ناتوانی نهادها و میزان بیعملی اعراب، ناامید شدند.
بن گویر، شانه به شانه نازیمانندترین دولت در تاریخ اشغالگری، و اداره زندانها، ایده قانونی برای اعدام زندانیان را مطرح کرد که در اولین قرائت توسط پارلمان صهیونیستی تصویب شد و آنها شروع به تدوین سازوکارها و سناریوهایی برای اجرای آن کردند.
جنگ ویرانگری که باید از زمان امضای توافقنامههای آتشبس در غزه و لبنان پایان مییافت، هنوز ادامه دارد، زیرا به «اخلاق ترامپ» وابسته است، که همانطور که او اظهار داشت، عامل تعیینکننده است.
از این اخلاق «اپستین» که ترامپ و تعداد قابل توجهی از تصمیمگیرندگان، سیاستمداران، سرمایهداران و تاجران از آن برخوردارند و سر تا پا در جنایت و خون کودکان و خردسالان غوطهورند، چه انتظاری میتوان داشت؟
اینها کسانی هستند که سرنوشت بشریت، امنیت و سلامت آن، زندگی یا مرگ آن، فقر یا ثروت آن را در دست دارند. آنها از خون ملتها تغذیه میکنند، در حالی که در رسوایی فرو رفتهاند، اما خود را مدافع آزادی، دموکراسی و حقوق بشر میدانند.من چه امیدی میتوانم داشته باشم وقتی یک زندانی شش سال و نیم را بدون محاکمه در اسارت گذرانده و اکنون در انتظار حکم حبس ابد است؟
بعد از ناپدید شدنش، جز آنچه از زندانیان آزاد شده به بیرون درز کرده، جز اینکه به دلیل ابتلا به بیماری گال در قرنطینه است، منتظر چه می توانم باشم؟ چه انتظاری دارم وقتی به من گفته شده که دو ماه پیش به بند ۱۲ زندان صحرایی نفحه منتقل شده، بندی که زندانیان کمتر از ۵۰ کیلو را به آنجا منتقل میکردند؟
موضوع زندانیان فلسطینی و لبنانی یکی از صدها، حتی هزاران، پروندهی معلق است که در انتظار برگرداندن ورق به نفع «امپراتورهای جهان» و استبدادشان است، تا آنها بدانند که جهان بزرگتر از جزیرهی اپستین است، و نیروهایی غیر از آنها و کوسههایی که از ورودی پنهان جزیره بر آن مشرف هستند، منتظرند تا قربانیان کودک بیشتری را در دریای آزاد ببلعند، تا هیچ کس هیچ بقایایی یا مدرکی از کیفرخواست علیه آنها پیدا نکند که وحشیگری آنها را به جهانی که فریب اخلاق آنها را خورده است، آشکار کند.
این اپستینی هایی که از مسئولان آمریکایی هستند ؛ آنها سرنوشت پسران و دختران ما را در اسارت، سرنوشت کشورها و خانههای ما، زندگی و مرگ ما، ماندن ما در وطنمان یا تبعید ما را تعیین میکنند.
یک امت کامل عرب حق اعتراض یا تصمیمگیری ندارد؛ حداکثر کاری که میتواند انجام دهد این است که به عنوان میانجی عمل کند. و ذات یک میانجی، فرد را بین دو طرف قرار میدهد. متأسفانه، میانجی آمریکایی در کنار دشمن است، در حالی که میانجیهای عرب صرفاً منفعلانه بیطرف هستند، در زمانی که انتظار میرود آنها بخشی از درگیری باشند و از آرمانهای ملت خود دفاع کنند. .
همچنان که نگرانی از سرنوشت ملتها رو به افزایش است، اضطراب ما، مادران و بستگان زندانیان، چه فلسطینی و چه لبنانی، برای پسران و دخترانمان، برادران و خواهرانمان، که محکوم به اخلاق اپستینی هستیم، نیز افزایش مییابد. این اخلاق، وقتی آشکار شد، تمام معیارها را علیه جنایتکارانی که ادعای علم و معرفت شناسی داشتند، واژگون کرد، کسانی که جهان را در ادعای علم و معرفت شناسی خود غرق کردند، اما آشکار شد که خودشان تا بناگوش در باتلاق متعفن ایدئولوژی اپستین فرو رفتهاند.
پسران عزیزمان، اسیران ما، شما در قلب و ذهن ما هستید، اما ما در جهانی بدون قلب و چشم زندگی می کنیم. شاید اکنون در تاریکترین ساعت سپیده دم باشیم، اما این شرایط نویدبخش فرا رسیدن صبح است.
انتهای پیام/










نظر شما